پیدا





پایان طرح!

درخواست حذف اطلاعات

بله.. از خود سفیدار.. مرکز قشنگمون دارم می نویسم.. امروز آ ین روزیه که دارم اینجا کار می کنم! به جز پورجواد و پارمیس و نگار .. واقعا دلم واسه هیشکی و هیچی اینجا تنگ نمیشه.. دارم می رم که برم! خدا از اینجا به بعد رو کمکم کنه.. آرزو می کنم هیشگی هیچوقت مجبور به کار تو جایی نباشه که دوسش نداره! چون دو سال تو عذاب بودن روحم رو احساس ! دو سال اصلا کم نیست. این دو سال از 25 سالگی تا 27 سالگی من بود.. دو سالی که باید خیلی شادتر زندگی می و خیلی تصمیم های مهمتری می گرفتم و ... باید درس میخوندم و باید درآمد بیشتری می داشتم! اما حتی اجازه ی شرکت تو آزمون رزیدنتی رو هم نداشتم! گذشت. هرچند سخت.. هرچند سخت.. سخت.. اما گذشت! خدا از این جا به بعد رو کمکم کنه! پ.ن: م آن روز کز این منزل ویران بروم :)